این نمایشنامه با پیوند دادن جهان نمادین داستان حضرت یوسف (ع) و زلیخا به تراژدی عاشورا، مخاطب را به فضایی چندلایه میبرد که در آن، مرز میان عشق و کینه، وفاداری و خیانت، شجاعت و ترس، و حقیقت و فریب بارها به چالش کشیده میشود. اثر بهجای بازگویی مستقیم رویدادهای تاریخی و دینی، از ظرفیتهای خیال، گفتوگو و شخصیتپردازی بهره میگیرد تا پرسشهایی فراتر از زمان و مکان درباره سرشت انسان مطرح کند.
محصولات مشابه
«کارد، ترنج، زلیخا»؛ روایت عشق، تردید و نبرد انسان با خویشتن
نمایشنامه «کارد، ترنج، زلیخا» نوشته ملیحه مرادی جعفری، اثری دراماتیک با رویکردی متفاوت به مفاهیم عشق، حقیقت، ایمان و انتخابهای سرنوشتساز انسان است. این نمایشنامه با پیوند دادن جهان نمادین داستان حضرت یوسف (ع) و زلیخا به تراژدی عاشورا، مخاطب را به فضایی چندلایه میبرد که در آن، مرز میان عشق و کینه، وفاداری و خیانت، شجاعت و ترس، و حقیقت و فریب بارها به چالش کشیده میشود. اثر بهجای بازگویی مستقیم رویدادهای تاریخی و دینی، از ظرفیتهای خیال، گفتوگو و شخصیتپردازی بهره میگیرد تا پرسشهایی فراتر از زمان و مکان درباره سرشت انسان مطرح کند.
این کتاب بر اساس طرحی از احمد ایرانیخواه شکل گرفته و در سال ۱۴۰۵ به همت انتشارات پژوهشسرا و با همکاری اداره کل هنرهای نمایشی رادیو منتشر شده است. نمایشنامه «کارد، ترنج، زلیخا» در ۹۲ صفحه، فرصتی برای آشنایی با تجربهای متفاوت در ادبیات نمایشی معاصر فارسی فراهم میآورد؛ تجربهای که هم برای علاقهمندان به خواندن نمایشنامه و هم برای دوستداران تئاتر و نمایش رادیویی قابل توجه است. اهمیت اثر تنها در موضوع تاریخی و مذهبی آن خلاصه نمیشود؛ بلکه در تلاش برای تبدیل این موضوعات به بستری برای تأمل درباره وجدان، مسئولیت فردی و پیچیدگیهای تصمیمگیری انسان نیز ریشه دارد.
درباره کتاب
یکی از ویژگیهای قابل توجه «کارد، ترنج، زلیخا»، کنار هم نشاندن دو جهان روایی با زمینهها و بار عاطفی متفاوت است: داستان حضرت یوسف (ع) و زلیخا، با نمادهای عشق، زیبایی، وسوسه و دگرگونی، و واقعه عاشورا، با مفاهیمی چون حقیقتجویی، وفاداری، ایثار و ایستادگی در برابر انحراف. نویسنده از این پیوند برای ساختن روایتی صرفاً تاریخی استفاده نمیکند؛ بلکه گذشته را به آینهای برای دیدن کشمکشهای همیشگی انسان تبدیل میکند. در این جهان نمایشی، شخصیتها فقط در برابر دشمنان و شرایط بیرونی قرار ندارند، بلکه با ترسها، خواهشها، تردیدها و تاریکیهای درونی خود نیز دستوپنجه نرم میکنند.
انتشار چنین اثری از منظر ادبیات نمایشی نیز اهمیت دارد؛ زیرا نمایشنامه را از قالب متنی صرفاً وابسته به اجرا فراتر میبرد و آن را به فرصتی برای خواندن، اندیشیدن و کشف لایههای معنایی تبدیل میکند. «کارد، ترنج، زلیخا» پیشتر در بهمنماه ۱۳۹۶ در تالار سایه تئاترشهر روی صحنه رفته است و انتشار مکتوب آن امکان بازخوانی متن و توجه دقیقتر به زبان، شخصیتها و ساختار دراماتیکش را فراهم میآورد. همکاری انتشارات پژوهشسرا با اداره کل هنرهای نمایشی رادیو نیز در امتداد همین ضرورت فرهنگی معنا پیدا میکند: ثبت و انتشار آثاری که میان ادبیات، تاریخ، اندیشه و هنر اجرا ارتباط برقرار میکنند.
خلاصه کتاب
روایت نمایشنامه در فضایی آکنده از اضطراب، کابوس و کشمکش شکل میگیرد؛ جایی که هادان، پزشک مسیحی، در میانه رخدادهای خونین کربلا با پرسشهایی روبهرو میشود که آرامش و یقین او را برهم میزنند. در سوی دیگر، ابنعزقد در دام جاهطلبی، ترس و دودلی گرفتار است و هیما، زنی با گذشتهای پیچیده، میکوشد مسیر تصمیمهای او را تغییر دهد. شخصیتها هر یک به شکلی درگیر انتخابی دشوارند؛ انتخابی که ممکن است میان آسودگی و مسئولیت، منفعت شخصی و حقیقت، یا تسلیم و ایستادگی فاصله بیندازد. آنچه این روایت را پیش میبرد، تنها حوادث بیرونی نیست، بلکه جدال درونی آدمهایی است که باید با پیامدهای خواستهها و تصمیمهای خود مواجه شوند.
ساختار کتاب از هشت تابلو و پنج صحنه تشکیل شده است که با تغییر موقعیتها و تمرکز بر شخصیتهای مختلف، بهتدریج لایههای تازهای از تعارضها را آشکار میکنند. تابلو نخست با معرفی هیما و فضای ذهنی و عاطفی او آغاز میشود و صحنههای بعدی، از مواجهه هادان و مهند تا کشمکش هیما و ابنعزقد، زمینه گسترش پرسشهای اخلاقی و اعتقادی اثر را فراهم میآورند. تابلوهای میانی، بهویژه با تأکید بر کابوسها و گفتوگوهای هادان، مرز میان گذشته و اکنون، باور و تردید، و شناخت و فریب را پیچیدهتر میکنند. در ادامه، صحنههای چهارم و پنجم و تابلوهای پایانی، مخاطب را به مواجهه با پیامدهای این انتخابها نزدیک میکنند. بااینحال، جذابیت اصلی اثر در رسیدن به یک پاسخ ساده نیست؛ بلکه در پرسشی است که در ذهن خواننده باقی میماند: وقتی حقیقت و منفعت شخصی در برابر یکدیگر قرار میگیرند، انسان تا کجا میتواند به باورهای خود وفادار بماند؟
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
اگر به نمایشنامههایی علاقه دارید که در کنار روایت داستان، ذهن شما را با پرسشهای اخلاقی، فلسفی و انسانی درگیر میکنند، «کارد، ترنج، زلیخا» میتواند انتخابی قابل تأمل باشد. این اثر بهویژه برای علاقهمندان به ادبیات نمایشی معاصر فارسی، دانشجویان و پژوهشگران رشتههای ادبیات نمایشی و تئاتر، نویسندگان، کارگردانان و بازیگرانی مناسب است که میخواهند با شیوههای پیوند دادن روایتهای تاریخی و دینی به تعارضهای درونی شخصیتها آشنا شوند. گفتوگوهای پرتنش، موقعیتهای دراماتیک و حضور شخصیتهایی که در برابر انتخابهای دشوار قرار میگیرند، امکان بررسی عناصر شخصیتپردازی، دیالوگنویسی و شکلگیری تعلیق را برای خوانندگان تخصصی نیز فراهم میکند.
این کتاب همچنین به دوستداران ادبیات عاشورایی و آثاری با مضامین دینی و اخلاقی پیشنهاد میشود؛ بهخصوص به کسانی که ترجیح میدهند بهجای مواجهه با روایتی صرفاً توصیفی، از مسیر داستان و شخصیتها به تأمل درباره ایمان، حقیقت، مسئولیت و سرنوشت انسان برسند. علاقهمندان به نمایش رادیویی نیز میتوانند از مطالعه متن برای توجه به ظرفیتهای دیالوگ، سکوت، ریتم و تخیل شنیداری بهره ببرند. پیشنهاد میکنیم هنگام خواندن، علاوه بر دنبال کردن حوادث، به تغییر رفتار شخصیتها و تناقض میان آنچه میگویند و آنچه انجام میدهند توجه کنید؛ زیرا بخش مهمی از معنای نمایشنامه در همین فاصلهها شکل میگیرد. این کتاب بیش از آنکه پاسخی آماده پیش روی مخاطب بگذارد، او را به پرسیدن و دوباره اندیشیدن دعوت میکند.
برشی از کتاب
«چه ستیزی است، ستیز من با من»
این عبارت کوتاه، هسته مرکزی جهان فکری نمایشنامه را آشکار میکند؛ جهانی که در آن، بزرگترین میدان نبرد ممکن است نه بیرون از انسان، بلکه در درون او شکل بگیرد. در بخشی دیگر از نمایشنامه، هادان در میان هراسها و پرسشهای خود فریاد میزند:
«من سر ببُرم؟ سر نوح؟ سر آدم؟ سر موسی؟ سر ابراهیم؟ سر یعقوب؟ سر یونس؟ سر یوسف؟ سر داوود؟ سر ایوب؟ سر محمد؟ سر مسیح؟ سر حسین؟ سر خدا؟»
این پرسش تکاندهنده، خواننده را به قلب بحران هادان میبرد؛ جایی که عمل، باور و مسئولیت اخلاقی در برابر یکدیگر قرار میگیرند. او با پرسشی روبهروست که پاسخ دادن به آن آسان نیست: آیا انسان میتواند از مسئولیت انتخابهایش بگریزد، یا سرانجام باید با حقیقتی که در درون خود میشناسد مواجه شود؟ همین پرسشهاست که «کارد، ترنج، زلیخا» را از یک روایت صرفاً تاریخی فراتر میبرد و به تجربهای برای تأمل درباره انسان و تناقضهای او تبدیل میکند.
دیدگاه خود را بنویسید