کتاب «یاغی»، جدیدترین اثر دراماتیک و نمایشنامه رادیویی نوشته حسن پورگلمحمدی است که در تابستان سال ۱۴۰۵ در ۱۹۲ صفحه به بازار کتاب عرضه شده است. این اثر یکی از تازهترین و متفاوتترین آثار ادبیات نمایشی ایران در قالب تخصصی نمایشنامه رادیویی به شمار میرود. نویسنده در این اثر تلاش کرده است تا با پیوند زدن هنر درام شنیداری با چالشهای ملموس جامعه امروز، جهانی پویا، زنده و پر از کشمکشهای اخلاقی و روانی را پیش روی مخاطبان و علاقهمندان به ادبیات داستانی و نمایشی قرار دهد.
محصولات مشابه
معرفی کتاب
نمایشنامه رادیویی را به حق «تئاتر ذهن» نامیدهاند؛ قالبی بیبدیل که در آن واژهها، سکوتها، افکتهای صوتی و دیالوگهای پرقدرت، بدون نیاز به صحنهپردازی فیزیکی، تصویری زنده و عمیق در خیال خواننده خلق میکنند. حسن پورگلمحمدی با درک کامل از ظرفیتهای فنی این قالب، در کتاب «یاغی» توانسته است مرزهای دیداری و شنیداری را در هم بنوردد. او خواننده را در موقعیت یک کارگردان ذهنی قرار میدهد تا با مرور سطر به سطر دیالوگها، فضای استادیوم، رختکنهای پرالتهاب، جلسات پنهانی و دغدغههای درونی شخصیتها را با کیفیتی ملموس و شگفتانگیز بازسازی و لمس کند.
درباره کتاب
اهمیت کتاب «یاغی» در جسارت آن برای ورود به لایههای زیرین و ناگفتههای دنیای ورزش حرفهای و به ویژه فوتبال نهفته است. فوتبال در دنیای امروز صرفاً یک بازی نود دقیقهای نیست، بلکه آینهای از مناسبات پیچیده اجتماعی، ثروت، شهرت، حسادتهای درونتیمی و آزمونهای سخت اخلاقی است. این کتاب با پرداختی دقیق به زیست حرفهای و چالشهای زیستی جوانان نخبگی، نشان میدهد که چگونه یک ستاره نوظهور در میان فداکاری، طمع حواشی، تصمیمگیریهای پرریسک و فشار رسانهها و هواداران گرفتار میشود و مفهوم شورش یا یاغیگری در جامعه امروز را به چالش میکشد.
انتشارات پژوهشسرا با درک نیاز جامعه فرهنگی به آثار نمایشی مدرن و کاربردی، اقدام به چاپ این کتاب نموده است تا گامی مؤثر در جهت تقویت متون نمایشی شنیداری در کشور بردارد. انتشار این اثر نه تنها پاسخگوی خلاء موجود در زمینه متون استاندارد برای اجراهای رادیویی و صداپیشگی است، بلکه به دلیل موضوع جذاب، روزآمد و درگیرکننده خود، قادر است مخاطبان عام و جوانان را نیز به سمت مطالعه متون نمایشی سوق دهد. این اثر با قلمی روان و بدون حواشی زاید، ضرورت خوب زیستن و حفظ اخلاق در اوج بحرانهای زندگی را گوشزد میکند.
خلاصه کتاب
داستان «یاغی» حول محور جوانی ۲۰ ساله به نام «کیان مقدمی» میچرخد؛ پدیده لیگ برتر و ستاره گلزن تیم نارنجیپوشان که در اوج موفقیت فوتبالی و دعوت به تیم ملی، با چالشهای سنگین مالی و قراردادی دستوپنجه نرم میکند. در حالی که کیان با قراردادی اندک مجبور به گذران زندگی در پایتخت است، بدعهدیهای مدیرعامل باشگاه و حسادتهای پنهانی دو همتیمیاش یعنی «وحید» و «مهرداد»، او را در تنگنایی عاطفی و روانی قرار میدهد. وحید و مهرداد که توان دیدن درخشش کیان و دوستش شایان را ندارند، توطئهای پیچیده برای خراب کردن او نزد مربی و هواداران طراحی میکنند.
این نمایشنامه در پنج قسمت مجزا و پرالتهاب تنظیم شده است که قدمبهقدم پرده از رازها و توطئهها برمیدارد. از قسمت اول که با هیجان بازی در استادیوم و جنجالهای رختکن آغاز میشود، تا قسمت دوم که با وسوسههای قدوسی (مدیرعامل تیم بنفشپوشان) و پیشنهاد میلیاردی او وارد مرحلهای بحرانی میگردد؛ و قسمتهای بعدی که لو رفتن ترکیب تیم، هجوم هواداران در فضای مجازی، فشار خانواده و درگیریهای فکری کیان پیش از دربی بزرگ را به تصویر میکشد. خواننده در طول این ۵ فصل دائم در بیم و امید است که آیا کیان تسلیم وسوسه «یاغی شدن» میشود یا اصول حرفهای را حفظ خواهد کرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب «یاغی» پیش از همه به تمامی علاقهمندان به ادبیات نمایشی، نمایشنامهنویسان جوان، صداپیشگان، بازیگران تئاتر و رادیو و فعالان حوزه هنرهای شنیداری توصیه میشود. این اثر به عنوان یک نمونه موفق از دیالوگنویسی روان، فضاسازی صوتی و ساختار ریتمیک در نمایشنامهنویسی رادیویی، میتواند منبعی بسیار ارزشمند و الهامبخش برای آموزش و تمرین تکنیکهای روایتگری، حسگیری و خلق درام بدون تکیه بر ابزارهای بصری باشد.
علاوه بر فعالان عرصه هنر، مطالعه این کتاب را به تمامی جوانان، ورزشدوستان، علاقهمندان به فوتبال و کسانی که به دنبال یک داستان پرکشش و معاصر هستند مؤکداً پیشنهاد میکنیم. اگر به دنبال درکی عمیقتر از حواشی دنیای شهرت، چالشهای اخلاقی در بزنگاههای تصمیمگیری و روایتی واقعی از رقابتهای نفسگیر هستید، «یاغی» شما را تا آخرین سطر مجذوب خود خواهد ساخت و تجربه متفاوتی از خوانش یک اثر نمایشی جذاب را برایتان رقم خواهد زد.
برشی از کتاب
مهرداد: (در گوشی، با لحن حسرتآمیز) هر چقدر هم ما خوب بازی کنیم این بچه رو کل استادیوم تشویق میکنند.
وحید: (با صدای آرام و عصبی) به نظرم بهتره یک کاری کنیم تا این بچه خودش با پای خودش از این تیم بره.
مهرداد: (با تعجب) چطوری آخه؟
وحید: (با لحن محکم) باید از چشم مربی بندازیمش.
مهرداد: (با تردید) به نظرت این جوابه؟
وحید: (قاطع) باید خرابش کنیم پیش مربی.
مهرداد: (با شک) امکان نداره اون الان مدعی آقای گلیه اصلاً نمیشه خرابش کنیم.
وحید: (با خونسردی) هر چیزی شدنیه نگران نباش... بازی تموم شد اما بازی من با تو کیان تازه شروع شده.
دیدگاه خود را بنویسید